پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۵۵

شوق را آتش عنان دوری منزل می‌کند

راهرو را منزل نزدیک کاهل می‌کند

همت پستی که در دامان ما آویخته است

کشتی ما را بیابان مرگ ساحل می‌کند

تن‌پرستی همچو خون مرده بند دست و پاست

رقص فارغ‌بالی اینجا مرغ بسمل می‌کند

آرزوی خام گردآلود دارد سینه را

جوش بی‌جا آب این سرچشمه را گل می‌کند

از دلم هر پاره‌ای محو است در هنگامه‌ای

خار این وادی چه با دامان محمل می‌کند

می‌کند نیکی و در آب روان می‌افکند

هرکه نقد جان‌نثار تیغ قاتل می‌کند

ناوک تقدیر نی در ناخنت نشکسته است

کاوش مژگان چه می‌دانی چه با دل می‌کند

ناتوانی در طریق شوق سنگ راه نیست

جاده با افتادگی قطع منازل می‌کند

شیره جان می‌کشد چرخ از وجود خاکیان

روغن از ریگ روان این سفله حاصل می‌کند

اضطراب دل به جان می‌آورد جسم مرا

این سپند شوخ خون در چشم محفل می‌کند

ناتوانی بس که پیچیده است بر اعضای من

بر تنم موج هوا کار سلاسل می‌کند

(خنده دل را به دست ناامیدی واگذار

کاین گره را ناخن تدبیر مشکل می‌کند)

صائب از خاطر بشو نقش امید و بیم را

ورنه دل را این رقم‌ها زود باطل می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۵۷گر جلا آیینه‌های تیره را نم می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۵۸فکر جمعیت عبث دل را پریشان می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۵۹عمر را کوته نفس‌های پریشان می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۶۰نفس را مطلق عنان رزق فراوان می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۶۱دیده‌ها را چهرهٔ گلرنگ گلشن می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۶۲گر به ظاهر حسن میل آرمیدن می کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۶۳ساغر پر می علاج جان محزون می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۶۴گر چنین نشو و نما آن نخل موزون می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.