پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۶۳

ساغر پر می علاج جان محزون می‌کند

گرد پاک از چهره سیلاب جیحون می‌کند

دفتر آداب را در بزم می شیرازه نیست

دختر رز حرف در کار فلاطون می‌کند

کوه تمکین خم از جوش شراب آسوده است

دل عبث شرح ملال خود به گردون می‌کند

هرکجا آتش شود از دامن هامون بلند

دیده لیلی خیال داغ مجنون می‌کند

شعله نتواند لباس رنگ را تغییر داد

روی ما را کی می گلرنگ گلگون می‌کند؟

از غبار خط مشو ایمن که چون برگشت نقش

خاتم از دست سلیمان مور بیرون می‌کند

بنده می‌سازد دل آزاده‌ای را بی‌گناه

بی‌نیازی را به احسان هرکه ممنون می‌کند

عشق می‌سازد هوس را سینه پرشور من

جغد را ویرانه‌ام صائب همایون می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۶۵خط غزال چشم را آهوی مشکین می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۶۶تیشه را از خون خود فرهاد رنگین می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۶۷غارت صبر از دلم آن آتشین‌رو می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۶۸شرم حسن شوخ را کی پرده‌سازی می‌کند؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۶۹عشق او جا در دل دیوانه خالی می کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۷۰تا خدنگ غمزه بال و پرفشانی می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۷۱دخل ناقص بر سخن سنجان گرانی می کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۷۲دیده ما سیر چشمان شان دنیا بشکند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.