پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۶۹

عشق او جا در دل دیوانه خالی می کند

روشنایی جای خود در خانه خالی می کند

در دل هر کس که مهمان می شود عشق فضول

خانه را اول ز صاحب خانه خالی می کند

عشق بر می دارد از دل بار کلفت حسن را

دامن اطفال را دیوانه خالی می کند

گریه بر خاک شهید خویش کردن عار نیست

شمع دل بر تربت پروانه خالی می کند

گر نباشد زهر چشم آن نگاه آشنا

خانه دل را که از بیگانه خالی می کند؟

در هوای آن لب میگون، لب مخمور من

هر نفس آغوش چون پیمانه خالی می کند

بر سریر خم مربع می نشیند همچو خشت

هر که قالب را درین میخانه خالی می کند

گریه خواهد کرد صائب محرم بزمش مرا

سیل جای خویش در کاشانه خالی می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۷۱دخل ناقص بر سخن سنجان گرانی می کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۷۲دیده ما سیر چشمان شان دنیا بشکند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۷۳هر که خار آرزو در دیده دل بشکند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۷۴از نزاکت رنگ اگر بر چهره گل بشکند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۷۵سایه تا بر گلستان آن قامت رعنا فکند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۷۶گر نمک در باده آن کان ملاحت افکند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۷۷کو نواسنجی که در مغز جهان شور افکند؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۷۸سایه بر هر کس که آن سرو خرامان افکند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.