پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۷۵

سایه تا بر گلستان آن قامت رعنا فکند

شاخ گل را رعشه از کف ساغر صهبا فکند

آنچنان کز خط کشیدن صفحه باطل می شود

جلوه او یک خیابان سرو را از پافکند

چون سپند آید سویدا در دل عاشق به رقص

پرده تا از روی خود آن آتشین سیما فکند

با وجود مغز، لایق نیست پیچیدن به پوست

حق پرستی هر دو عالم را زچشم مافکند

شد ره خوابیده هم پرواز با موج سراب

تا غزال وحشی من سایه بر صحرافکند

هر که پشت پا نزد بر خواب در راه طلب

کی به منزل می تواند پا به روی پافکند

من به آهی کوه غم از پیش دل برداشتم

رخنه ها فرهاد اگر از تیشه در خار افکند

سوزنی صائب بود در عالم تجرید بار

در میاه راه بار خود ازان عیسی فکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۷۷کو نواسنجی که در مغز جهان شور افکند؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۷۸سایه بر هر کس که آن سرو خرامان افکند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۷۹گریه من آب در جوی سحر می‌افکند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۸۰محو شد نور خرد تا شد مرا سودا بلند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۸۱آه افسوس از دل خونگرم ما گردد بلند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۸۲برق ما نگذاشت دود از خار و خس گردد بلند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۸۳خنده چون زان غنچه مستور می‌گردد بلند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۸۴حرف آن زلف از دل دیوانه ما شد بلند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.