پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۸۴

حرف آن زلف از دل دیوانه ما شد بلند

این شب کوتاه از افسانه ما شد بلند

حلقه ها در گوش مرغان حرم خواهد کشید

بانگ ناقوسی که از بتخانه ما شد بلند

نغمه شوخی که زد بر کاسه منصور سنگ

دور اول از لب پیمانه ما شد بلند

آسمان سنگدل را چشم اشک آلود ساخت

دود آهی کز مصیبت خانه ما شد بلند

کرد شهری هر کجا دیوانه ای در دشت بود

شورشی کز بازی طفلانه ما شد بلند

خون دل را پیش ازین می داشتند از هم دریغ

این صلا از گوشه میخانه ما شد بلند

خاکساری بود چون اکسیر مستور از نظر

این غبار از آستان خانه ما شد بلند

خودستایی نیست کار عشق، ورنه دست شمع

بهر دامنگیری پروانه ما شد بلند

گردن آهونگاهان اینقدر رعنا نبود

از تماشای دل دیوانه ما شد بلند

ناله جانسوز، صائب در غبار سرمه بود

این ترنم چون سپند از دانه ما شد بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۸۶گوشه گیران در سخاوت بی نظیر عالمند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۸۷هر کجا باشند رنگین فطرتان در گلشنند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۸۸خام دستانی که پشت پا به دنیا می‌زنند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۸۹با کمند زلف، خوبان بر صف دل می زنند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۹۰هر که خود را بشکند در دیده هایش جا کنند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۹۱با دهان تلخ، ناکامی که خرسندش کنند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۹۲نقش پردازان میسر نیست تصویرش کنند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۹۳کی به هر چشمی نظربازان تماشایش کنند؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.