پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۸۷

هر کجا باشند رنگین فطرتان در گلشنند

خوش خیالان با پری در زیر یک پیراهنند

از ملک پهلو تهی سازند از خود رفتگان

خودپرستان روز و شب محشور با اهریمنند

ناقصان از تندخویی در گذار برق و باد

کاملان از چرب نرمی در حصار آهنند

ظلمت آبادی است از ناشسته رخساران زمین

آتشین رویان درین ظلمت چراغ روشنند

تا سر بی مغز خود را بوالفضولان جهان

بر خط تسلیم نگذارند، در جان کندنند

گوشه گیرانی که از دنیا نظر پوشیده اند

می خلد در پای هر کس نوک خاری سوزنند

عاقبت جانهای روشن محفل آرا می شوند

گر دو روزی چون چراغ از جسم زیردامنند

عاجزان را دستگیری کن که موران ضعیف

حفظ خرمن را زنقش پا دعای جوشنند

خانه بر دوشان که دارند از توکل پشتبان

هر دو عالم گر شود زیر و زبر در مأمنند

پیش مردانی که ناموس قناعت می کشند

کمترند از زن گروهی کز طمع آبستنند

نیل چشم زخم افتاده است لازم حسن را

زین سبب دیوانگان صائب مقیم گلخنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۸۹با کمند زلف، خوبان بر صف دل می زنند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۹۰هر که خود را بشکند در دیده هایش جا کنند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۹۱با دهان تلخ، ناکامی که خرسندش کنند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۹۲نقش پردازان میسر نیست تصویرش کنند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۹۳کی به هر چشمی نظربازان تماشایش کنند؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۹۴من نه آن دریای پرشورم که خس پوشم کنند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۹۵کو جنون تا خاک بازیگاه طفلانم کنند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۹۶غنچه خسبانی که از زانوی خود بالین کنند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.