پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۹۳

کی به هر چشمی نظربازان تماشایش کنند؟

هم مگر نور اقتباس از روی زیبایش کنند

حلقه چشمی چو دور آسمان باید وسیع

تا تماشای جمال عالم آرایش کنند

با خیال از وصل قانع شو که آن حسن لطیف

می شود پوشیده تر چندان که پیدایش کنند

چون الف در مد بسم الله پنهان می شود

گر برابر سرو را با قد رعنایش کنند

در گرانی عقل اگر پهلو زند با کوه قاف

چون سپند این آتشین رویان سبکپایش کنند

هر که چون شبنم زند بر ساغر گل پشت دست

هم قدح با آفتاب عالم آرایش کنند

دیده صاحب بصیرت می برد در هر نظر

از تماشا، لذت کوری که بینایش کنند

نقطه ای کز خامه صائب چکد، صاحبدلان

در نظرها مردمک، در دل سویدایش کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۹۵کو جنون تا خاک بازیگاه طفلانم کنند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۹۶غنچه خسبانی که از زانوی خود بالین کنند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۹۷هرکجا خوبان چراغ دلبری بر می‌کنند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۹۸نیستم غمگین که خالی چون کدویم می کنند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۹۹سالکان خودنما قطع بیابان می کنند
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۰۰رهنوردانی که چون خورشید تنها می روند
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۰۱گوشه گیران کامیاب از عالم بالا شوند
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۰۲بی زبان جمعی که از حیرت چو ماهی می شوند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.