پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۹۸

نیستم غمگین که خالی چون کدویم می کنند

کز می گلرنگ صاحب آبرویم می کنند

دست من چون برگ تاک از رعشه ساغر گیر نیست

باده چون مینا دگرها در گلویم می کنند

گرچه می سازم جهانی را زصهبا تردماغ

هر کجا سنگی است در کار سبویم می کنند

می شود بر دیده من عالم روشن سیاه

جای می گر آب حیوان در کدویم می کنند

گرچه بیقدرم، ولی از دیده چون غایب شوم

همچو ماه عید مردم جستجویم می کنند

می کنند از من توقع صد دعای مستجاب

مشت آبی گر کرم بهر وضویم می کنند

کار سوزن می کند با سینه صدچاک من

رشته مریم اگر صرف رفویم می کنند

می کنم شکر بخیلان از کریمان بیشتر

کز ره امساک حفظ آبرویم می کنند

از ره تسلیم چون شکر گوارا می کنم

زهر اگر صائب حریفان در گلویم می کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۰۰رهنوردانی که چون خورشید تنها می روند
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۰۱گوشه گیران کامیاب از عالم بالا شوند
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۰۲بی زبان جمعی که از حیرت چو ماهی می شوند
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۰۳کی به کوشش عاقلان را نشأه سودا دهند؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۰۴در گذر از گفتگو تا ساغر هوشت دهند
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۰۵کی به ارباب تجرد مال دنیا می دهند؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۰۶گر چنین خوبان صلای جام الفت می دهند
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۰۷داغ ناسور مرا گر بر دل صحرا نهند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.