پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۹۷

هرکجا خوبان چراغ دلبری بر می‌کنند

شمع را پروانه، آتش را سمندر می‌کنند

عشق را با ناتوانان التفات دیگرست

فربه‌انصافان شکار صید لاغر می‌کنند

آه ازین خورشیدرخساران که از تردامنی

از گریبان دگر هر صبح سر برمی‌کنند

غافلان را عمر در امروز و فردا می‌رود

عارفان امروز را فردای محشر می‌کنند

نامه‌پردازان در ایام فراق دوستان

با کدامین دست و دل یارب قلم سر می‌کنند

در زمین پاک خرسندی قناعت‌پیشگان

خاک می‌لیسند و استغنا به شکر می‌کنند

هوشیاران را غم ایام می‌سازد زبون

دردنوشان زود غم را خاک بر سر می‌کنند

پخته شو تا روز محشر ایمن از دوزخ شوی

ورنه عود خام را در کار مجمر می‌کنند

صحبت دریادلان صائب بهار رحمت است

موم را در یک نفس این قوم عنبر می‌کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۹۹سالکان خودنما قطع بیابان می کنند
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۰۰رهنوردانی که چون خورشید تنها می روند
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۰۱گوشه گیران کامیاب از عالم بالا شوند
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۰۲بی زبان جمعی که از حیرت چو ماهی می شوند
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۰۳کی به کوشش عاقلان را نشأه سودا دهند؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۰۴در گذر از گفتگو تا ساغر هوشت دهند
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۰۵کی به ارباب تجرد مال دنیا می دهند؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۰۶گر چنین خوبان صلای جام الفت می دهند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.