پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۰۵

کی به ارباب تجرد مال دنیا می دهند؟

آب از سرچشمه سوزن به عیسی می دهند

کیست تا سیراب سازد این سفال خشک را؟

چون به گوهر قطره آبی زدریا می دهند

با زبردستی جوانمردان میدان وجود

خاکمال دشمن از راه مدارا می دهند

می دهند از کف به سیم قلب ماه مصر را

کوته اندیشان که دین خود به دنیا می دهند

دوربینانی که آگاهند از طغیان نفس

در شکست خویش کی فرصت به اعدامی دهند؟

پوچ مغزانی که بر گفتار می آرند زور

خرمن خود را به دست بادپیما می دهند

رتبه دیوانگی گر نیست بالاتر زعقل

داغ سودا را چرا بر فرق سرجا می دهند؟

گوشه گیران ایمن از آسیب شهرت نیستند

گر به کوه قاف پشت خود چو عنقا می دهند

شهر صائب بر شکوه عشق تنگی می کند

زین سبب دیوانگان را سر به صحرا می دهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۰۷داغ ناسور مرا گر بر دل صحرا نهند
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۰۸منکران چون دیده شرم و حیا بر هم نهند
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۰۹اهل همت خرده خود پیش درویشان نهند
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۱۰بر دل بی آرزو زندان تن صحرا بود
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۱۱دم زخواهش چون مصفا شد دم عیسی بود
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۱۲رزق هر کس چون صدف از عالم بالا بود
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۱۳آسمان تا بود، با ما بر سر بیداد بود
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۱۴ای خط بیرحم ازان عارض دمیدن زود بود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.