پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۰۸

منکران چون دیده شرم و حیا بر هم نهند

تهمت آلودگی بر دامن مریم نهند

ساده لوحانی که دل بر زندگانی بسته اند

بر سر ریگ روان بنیاد از شبنم نهند

نام رنگین فکرتان برگرد عالم می دود

بر دل خود دست اگر یک چند چون خاتم نهند

سیر چشمان قناعت با لب تبخاله ریز

داغهای بی نیازی بر دل زمزم نهند

اینقدر استادگی در زخم ناخن می کنند

وای اگر این ناکسان بر زخم ما مرهم نهند

کیمیای سازگاری خار را گل می کند

غم چه سازد با حریفانی که دل بر غم نهند؟

نیست حیف و میل در میزان عدل کردگار

هر چه زین سر بر تو افزودند زان سر کم نهند

زود باشد حشرشان در خاک با قارون شود

این گرانجانان که سیم و زر به روی هم نهند

صائب ارباب هوس دارند جوش العطش

روی اگر بر روی گل چون قطره شبنم نهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۱۰بر دل بی آرزو زندان تن صحرا بود
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۱۱دم زخواهش چون مصفا شد دم عیسی بود
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۱۲رزق هر کس چون صدف از عالم بالا بود
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۱۳آسمان تا بود، با ما بر سر بیداد بود
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۱۴ای خط بیرحم ازان عارض دمیدن زود بود
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۱۵از سعادت در دماغش بیضه پندار بود
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۱۶یوسف ما در دل چه بر سر بازار بود
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۱۷جان مشتاقان غبار جسم را صرصر بود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.