پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۸۳

خنده چون زان غنچه مستور می‌گردد بلند

از جگرگاه بدخشان شور می‌گردد بلند

دیگران را سرمه شب گرچه مهر خامشی است

ناله ما در شب دیجور می‌گردد بلند

دور گردان را به دریا رهنمایی می‌کند

دست ما گاهی اگر از دور می‌گردد بلند

بهر عبرت مردم آزاران عالم را بس است

آتشی کز خانه زنبور می‌گردد بلند

هست تا آیینه‌ای روشن درین عبرت سرا

از سر خاک سکندر نور می‌گردد بلند

عشق شورانگیز در هر جا نمک پاشی کند

از دل صد پاره ما شور می‌گردد بلند

اختیاری نیست در گفتار حق حلاج را

ناله زین پشت کمان بی زور می‌گردد بلند

کاسه چوبین گدا را نالهٔ افسوس نیست

این صدا از کاسه فغفور می‌گردد بلند

شعله آواز بلبل می‌شود صائب خموش

نالهٔ ما گر به این دستور می‌گردد بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۸۵نور شمع طور کی گردد زهر محفل بلند؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۸۶گوشه گیران در سخاوت بی نظیر عالمند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۸۷هر کجا باشند رنگین فطرتان در گلشنند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۸۸خام دستانی که پشت پا به دنیا می‌زنند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۸۹با کمند زلف، خوبان بر صف دل می زنند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۹۰هر که خود را بشکند در دیده هایش جا کنند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۹۱با دهان تلخ، ناکامی که خرسندش کنند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۹۲نقش پردازان میسر نیست تصویرش کنند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.