پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۸۱

آه افسوس از دل خونگرم ما گردد بلند

از شکست شیشه هر کس صدا گردد بلند

بوی خون می آید از فریاد دردآلود من

چون غباری کز زمین کربلا گردد بلند

گوی چوگان فنا شد از تهی مغزی حباب

زود می ریزد بنایی کز هوا گردد بلند

همت مردانه ما از دو عالم درگذشت

گرد این تیر سبکرو تا کجا گردد بلند

موجه بحر خطر گردد دعای جوشنش

پایه تختی که از دست دعا گردد بلند

اهل دولت زیردستان را فرامش می کنند

بر ندارد سایه خود چون هما گردد بلند

چنگ خاموشم ولی همدست اگر باشد مرا

ناله ای از هر سر مویم جدا گردد بلند

پیش راه حرص، پیری چوب نتواند گذاشت

بیشتر دست طمعکار از عصا گردد بلند

می فتد شور قیامت در میان بلبلان

ناله پرشور صائب هر کجا گردد بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۸۳خنده چون زان غنچه مستور می‌گردد بلند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۸۴حرف آن زلف از دل دیوانه ما شد بلند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۸۵نور شمع طور کی گردد زهر محفل بلند؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۸۶گوشه گیران در سخاوت بی نظیر عالمند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۸۷هر کجا باشند رنگین فطرتان در گلشنند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۸۸خام دستانی که پشت پا به دنیا می‌زنند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۸۹با کمند زلف، خوبان بر صف دل می زنند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۹۰هر که خود را بشکند در دیده هایش جا کنند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.