پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۶۰

نفس را مطلق عنان رزق فراوان می‌کند

توسن سرکش چو میدان یافت طوفان می‌کند

ناقصان را صحبت روشن‌ضمیران کیمیاست

خاک را زر پرتو خورشید تابان می‌کند

تازه می‌گردد ز چشم اشکباری جان ما

مجلس ما را گل ابری گلستان می‌کند

می‌گشاید دل ز آه سرد اهل درد را

غنچه‌ها را گر نسیم صبح خندان می‌کند

از مروت نیست تندی با پناه‌آوردگان

ورنه نی در ناخن شیران نیستان می‌کند

زال دنیا سخت می‌گیرد به ارباب صلاح

مصر را عصمت به یوسف چاه و زندان می‌کند

خون حنای عید باشد کشته معشوق را

شمع بی‌جا گریه بر خاک شهیدان می‌کند

قرب نیکان خاکساران را کند با آبرو

این سفال خشک را سیراب ریحان می‌کند

چوب منع از قرب مانع نیست دوراندیش را

بلبل ما در قفس سیر گلستان می‌کند

از لباس زر چه حاصل فلس روی‌اندود را؟

کی دل تاریک را روشن چراغان می‌کند؟

ظلمت شب چشم رهزن را جواهر سرمه است

خط کجا آن دشمن دین را مسلمان می‌کند؟

سایه اقبالمندان است مفتاح امید

مور را صاحب سخن صائب سلیمان می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۶۲گر به ظاهر حسن میل آرمیدن می کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۶۳ساغر پر می علاج جان محزون می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۶۴گر چنین نشو و نما آن نخل موزون می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۶۵خط غزال چشم را آهوی مشکین می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۶۶تیشه را از خون خود فرهاد رنگین می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۶۷غارت صبر از دلم آن آتشین‌رو می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۶۸شرم حسن شوخ را کی پرده‌سازی می‌کند؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۶۹عشق او جا در دل دیوانه خالی می کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.