پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۴۲

جذبه عاشق اثر در سنگ خارا می‌کند

کوهکن معشوق خود از سنگ پیدا می‌کند

هرکه بر خود سخت گیرد کارهای سهل را

سنگ بهر شیشه هستی مهیا می‌کند

دامن همت به دست آور درین گلشن که سرو

طی راه عالم بالا به یک پا می‌کند

کار روشن گوهران هرگز نیفتد در گره

کشتی می بادبان از ابر پیدا می‌کند

دست ناشستن ز دنیا بی‌جگر دارد ترا

ورنه ماهی بستر و بالین ز دریا می‌کند

جمع می‌سازد دل صدپاره را سودای عشق

لاله از داغ درون شیرازه پیدا می‌کند

قهرمان عشق را آیین و رسم دیگرست

دار منصور از کلام راست برپا می‌کند

صحبت همت‌بلندان کیمیای دولت است

تاج‌بخشی ساغر از بالای مینا می‌کند

می‌تواند بر کمر زد دست در دیوان حشر

هرکه امروز از بصیرت کار فردا می‌کند

خامشی از هرزه‌گویان است در دیوان عشق

دل همان از ساده‌لوحی نامه انشا می‌کند

گر رگ خامی نباشد با جنونش دور نیست

روزگاری شد که صائب مشق سودا می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۴۴هرکه آن لب‌های میگون را تماشا می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۴۵عشق جا در سینه های تنگ پیدا می کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۴۶دل در آن زلف زره سان جای خود وا می کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۴۷سیر چشمی خاک در چشم سخاوت می کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۴۸آن که از اوضاع خود دایم شکایت می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۴۹مست ناز من ز ساغر تا لبی تر می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۵۰تشنه جانان را کجا سیراب ساغر می‌کند؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۵۱سیرچشمی تنگدستان را توانگر می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.