پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۳۵

ناله آتش عنانم رخنه در گردون کند

گریه پا در رکابم شهر را هامون کند

دامن فکر بلند آسان نمی آید به دست

سرو می پیچد به خود تا مصرعی موزون کند

دست لیلی را غرور حسن دارد در نگار

پنجه شیران مگر دلجویی مجنون کند

پای ما از خار صحرای جنون را ساده کرد

وای بر دستی که خار از پای ما بیرون کند

کار با عمامه و دور شکم افتاده است

خم درین محفل بزرگیها به افلاطون کند

رزق ما لب بستگان را بی طلب خواهد رساند

آن که خاک بی زبان را طعمه از قارون کند

صفحه را جیب و بغل گنجینه گوهر شود

خامه صائب چو دست از آستین بیرون کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۳۷ترک یاران کرده ای ای بیوفا، یار این کند؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۳۸گرنه دل را زلف مشکینش نگهداری کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۳۹هر که اوقات گرامی صرف خودسازی کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۴۰زلف دلها را به دور خط نگهبانی کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۴۱با خیال دوست هر کس مجلس آرایی کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۴۲جذبه عاشق اثر در سنگ خارا می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۴۳سیل اشکم گوهر راز آشکارا می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۴۴هرکه آن لب‌های میگون را تماشا می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.