پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۳۴

بوی پیراهن زلیخا را کجا روشن کند؟

شمع هیهات است پای خویش را روشن کند

چشم بر راهند در کنعان دو صد امیدوار

تا نسیم پیرهن چشم که را روشن کند

می کند تأثیر در آهن دلان هم حرف سخت

چشم سوزن را اگر آهن ربا روشن کند

از نسیم صبح چون خورشید روشن تر شود

هر چراغی را که آه گرم ما روشن کند

نیست دلسوزی درین ظلمت سرا از رهبران

گرم رفتاری مگر راه مرا روشن کند

کار مردم نیست غیر از جستجوی عیب هم

تا به عیب خود خدا چشم که را روشن کند

سوختم از رشک، تا کی در حضور چشم من

آن خودآرا خانه آیینه را روشن کند؟

می کند فانوس، صائب پرده داری شمع را

چهره آیینه رویان را حیا روشن کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۳۶کی گره باز از دل من باده گلگون کند؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۳۷ترک یاران کرده ای ای بیوفا، یار این کند؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۳۸گرنه دل را زلف مشکینش نگهداری کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۳۹هر که اوقات گرامی صرف خودسازی کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۴۰زلف دلها را به دور خط نگهبانی کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۴۱با خیال دوست هر کس مجلس آرایی کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۴۲جذبه عاشق اثر در سنگ خارا می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۴۳سیل اشکم گوهر راز آشکارا می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.