پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۲۵

آسمان از برق آهم دست و پا را گم کند

شور اشک من نمک در دیده انجم کند

از بهشت جاودان آورد آدم را برون

تا چه با اولاد آدم خوردن گندم کند

هر که را پهلوی چربی هست از خوان نصیب

از مروت نیست پهلو خالی از مردم کند

زندگی را تلخ سازد پختگی بر کاملان

باده تا نارس بود جوش طرب در خم کند

نیک و بد یکسان بود پیش سپهر سنگدل

نیست ممکن آسیا فرق جو از گندم کند

پرده ناموس خود را می درد بیش از کسان

کوته اندیشی که چون عقرب علم از دم کند

می تواند چین ز ابروی بخیلان دور کرد

هر که با دندان گره باز از دم کژدم کند

از صراط المستقیم شرع پا بیرون منه

چون گسست از رشته سوزن زود خود را گم کند

نیست صائب مطلب هر کس که شهرت از سلوک

در زمین نرم چون ریگ روان پی گم کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۲۷نیستم آتش که هر خاری به زنجیرم کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۲۸مطربی خواهم که مست از نغمه سازم کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۲۹صحبت روشن ضمیران جسمها را جان کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۳۰دیده پرخون من گر این چنین طوفان کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۳۱زلف مشکینت که خون در ساغر ایمان کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۳۲چون کسی در دل خیال آن کمر پنهان کند؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۳۳کی زلیخا را منور بوی پیراهن کند؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۳۴بوی پیراهن زلیخا را کجا روشن کند؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.