پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۱۳

می به جرأت در قدح در پای خم مینا کند

دخل دریا ابر را در خرج بی پروا کند

از حجاب حسن شرم آلوده لیلی هنوز

بید مجنون را میسر نیست سر بالا کند

می کند همواری من خصم را شیرین زبان

زنگ را آیینه ام چون طوطیان گویا کند

رهنورد شوق را منزل شود سنگ فسان

موج هیهات است در ساحل میان راوا کند

نفس سرکش گردد از اقبال دنیای خسیس

مشت خاری آتش افسرده را رعنا کند

سر گرانی لازم حسن است در هر صورتی

نقش شیرین تا چه خونها در دل خارا کند

آن که مصرف می کند پیدا برای سیم و زر

کاش نقد وقت را هم مصرفی پیدا کند

گر نپردازد به حال سینه درد و داغ عشق

کیست صائب این زمین مرده را احیا کند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۱۵آه ازان روزی که عاشق شکوه را سر وا کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۱۶هر که چین منع از ابروی دربان وا کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۱۷زلف مشکینت دهان شانه پر عنبر کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۱۸عشق خوش سودا کف بی مغز را عنبر کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۱۹رخنه سیل اشک من در سد اسکندر کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۲۰چون به یاد آشیان مرغم صفیری سر کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۲۱جلوه ای سرکن که خون از چشم بلبل سر کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۲۲هر که قطع راه مطلب در رکاب دل کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.