پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۱۴

پیش ابر نوبهاران چون صدف لب وا کند

شور غیرت زندگی را تلخ بر دریا کند

زود عالم را کند زنگار در چشمش سیاه

هر که چون آیینه عیب خلق را پیدا کند

می دهد داد سراسر، دشت پیمای جنون

گر غبار خاطرم را دامن صحرا کند

می کند تأثیر در دلهای سنگین اشک و آه

آب و آتش جای خود در سنگ و آهن وا کند

نیست میدان جنون ما جهان تنگ را

کشتی طوفانی ما رقص در دریا کند

شاهد آیینه رخساری درین بازار نیست

طوطی ما را مگر ذوق سخن گویا کند

سرو سرتاپا زطوق قمریان گشته است چشم

تا مگر نظاره آن قامت رعنا کند

لاله زاری شد به چشم من جهان از نور عشق

کیمیای شعله خس را آتشین سیما کند

با من رسوا چه سازد پرده سوزیهای حسن؟

ساده لوح آن کس که خواهد مشک را رسوا کند

شمع کافوری فروزد پیش راه جان من

چون به قصد کشتن من آستین بالا کند

گفتم از خط رحم او افزون شود، غافل که خط

جوهر دیگر فزون بر تیغ استغنا کند

تا نفس را راست سازد بلبل آتش زبان

کلک صائب می تواند صد غزل انشا کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۱۶هر که چین منع از ابروی دربان وا کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۱۷زلف مشکینت دهان شانه پر عنبر کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۱۸عشق خوش سودا کف بی مغز را عنبر کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۱۹رخنه سیل اشک من در سد اسکندر کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۲۰چون به یاد آشیان مرغم صفیری سر کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۲۱جلوه ای سرکن که خون از چشم بلبل سر کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۲۲هر که قطع راه مطلب در رکاب دل کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۲۳باطلان را گفتگوی حق اثر در دل کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.