پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۰۰

جام خالی غوطه در خُم بی‌محابا می‌زند

ابر چون بی‌آب شد بر قلب دریا می‌زند

در زوال خویش چون خورشید می‌سوزد نفس

مهر خود از نامجویان هرکه بالا می‌زند

می‌کند طی راه چندین‌ساله را در یک قدم

راه‌پیمایی که پشت پا به دنیا می‌زند

چون خروس بی‌محل بر تیغ می‌مالد گلو

هرکه در بزم بزرگان حرف بی‌جا می‌زند

در دل شیرین به زور دست نتوان جای کرد

تیشه بی‌جا کوهکن بر سنگ خارا می‌زند

باخت سر زلف ایاز از سرکشی با خسروان

دل‌سِیَهْ بر دولت خود عاقبت پا می‌زند

بی‌قراری در حریم وصل عاشق را به جاست

موج، پیچ و تاب در آغوش دریا می‌زند

هرکه بردارد به دوش از بردباری بار خلق

سینه چون کشتی به دریا بی‌محابا می‌زند

سوخت مجنون مرا سودا و عشق سنگدل

همچنان بر آتشم دامان صحرا می‌زند

می‌کند ضبط نفس در زیر آب زندگی

صائب از تیغ شهادت هرکه سر وامی‌زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۰۲در گلستانی که بلبل جوش غیرت می زند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۰۳با دهان خشک هرکس خندهٔ تر می‌زند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۰۴هرکه دامن بر میان در چیدن گل می‌زند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۰۵با لب خاموش هر کس غوطه در خون می زند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۰۶چون ز تاب می رخت بر لاله پهلو می‌زند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۰۷شانه چون بر زلف خود آن عنبرین‌مو می‌زند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۰۸دامن آنها کز گران‌جانان دنیا می‌کشند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۰۹می پرستان در بهشت نقد ساغر می کشند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.