پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۸۸

تن‌پرستانی که در تضییع آب و دانه‌اند

در ریاض آفرینش سبزه بیگانه‌اند

در مذاق عارفان خون و می گلگون یکی‌ست

بس که محو لذت دیدار صاحبخانه‌اند

اهل همت رخنه در سدّ سکندر میکنند

این سبکدستان کلید فتح را دندانه‌اند

نیست چندان ره به ملک بیخودی از عارفان

تا برون از خویش می آیند در میخانه‌اند

اهل وحدت را نظر بر اختلاف جامه نیست

در گلستان بلبل و در انجمن پروانه‌اند

دیر می گردند رام و زود وحشی می‌شوند

آشنارویان عالم معنی بیگانه‌اند

هیچ کس در کاروان زندگی بیدار نیست

ماندگان در خواب غفلت، رفتگان افسانه‌اند

برنمی‌دارد شراکت ملک تنگ بی‌غمی

زین سبب اطفال دایم دشمن دیوانه‌اند

صد بیابان در میان دارند زهاد از نفاق

گرچه در پهلوی هم چون سبحه صددانه‌اند

دیده بد صائب از نازک‌خیالان دورباد!

کز دل صدچاک خود زلف سخن را شانه‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۹۰تا برون آمد به سیر ماه آن مشکین کمند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۹۱پای رفتن از حریم او کجا دارد سپند؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۹۲از دل سنگین لیلی کعبه جان ساختند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۹۳در سر پرشور ما تا رنگ سودا ریختند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۹۴خانه آرایان ز تعمیر درون غافل شدند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۹۵لاله ها از پرتو رخسار او گلگون شدند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۹۶اهل همت جنس خواری را به عزت می خرند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۹۷هر که بر دار فنا مردانه پشت پا زند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.