پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۸۲

خشم را روشندلان در حِلم پنهان کرده‌اند

آتش سوزنده را بر خود گلستان کرده‌اند

چشم خود جمعی که از رخسار نیکو بسته‌اند

پیش یوسف در بغل آیینه پنهان کرده‌اند

چون صدف آنان کز انجام قناعت آگهند

صلح از دریا به آب چشم نیسان کرده‌اند

عشقبازان از صفای دیده‌های پاک‌بین

خانهٔ آیینه را بر حسن زندان کرده‌اند

پنجه خونخواهی مرغان ناحق کشته است

آنچه نامش بهله این نازک میانان کرده‌اند

رخنه در ملک وجود از شوق سربازی کنند

گر لبی صاحبدلان چون پسته خندان کرده‌اند

درد و داغ عشق در زنجیر دارد روح را

شور مجنون را نظر بند این غزالان کرده‌اند

کاسه دریوزه شد ناف غزالان ختن

زلف مشکین که را یارب پریشان کرده‌اند؟

می‌پرستان فارغند از جستجوی آب خضر

صلح با آب خمار از آب حیوان کرده‌اند

تا رساند از صدف خود را به تاج خسروی

گوهر شهوار را زان روی غلتان کرده‌اند

گوهر شهوار گردیده است صائب قطره‌اش

هرکه را در عالم ایجاد حیران کرده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۸۴وقت جمعی خوش که دفتر را در آب افکنده اند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۸۵از لبش آنها که خود را در شراب افکنده اند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۸۶شوخ‌چشمان درد بیش و کم به دل افزوده‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۸۷دوربینانی که در پرداز دل کوشیده‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۸۸تن‌پرستانی که در تضییع آب و دانه‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۸۹از مروت نیست منع صوفی از ذکر بلند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۹۰تا برون آمد به سیر ماه آن مشکین کمند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۹۱پای رفتن از حریم او کجا دارد سپند؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.