پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۷۶

منت ایزد را که طبع بی نیازم داده اند

جان آگاه و زبان نکته سازم داده اند

گرچه دست و دامنم خالی است از نقد مراد

گوهر بی قیمتی چون امتیازم داده اند

کوتهی چون ناله نی نیست درانداز من

در خراش سینه ها دست درازم داده اند

گشته ام صد پیرهن نازکتر از موی میان

آتشین رویان زداغ از بس گدازم داده اند

در شکارستان عالم مدتی چون شاهباز

بسته ام چشم طمع، تا چشم بازم داده اند

از گریبان دو عالم دست کوته کرده ام

تا به کف سر رشته زلف درازم داده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۷۸از سپهر نیلگون خاکستر ما کرده اند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۷۹حُسن را پوشیده در خط چون عنبر کرده‌اند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۸۰خنده‌ات را چاشنی از شیر و شکّر کرده‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۸۱گوشه‌گیرانی که رو در خلوت دل کرده‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۸۲خشم را روشندلان در حِلم پنهان کرده‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۸۳گلرخان از خون ما رخساره گلگون کرده‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۸۴وقت جمعی خوش که دفتر را در آب افکنده اند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸۵از لبش آنها که خود را در شراب افکنده اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.