پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۷۰

اهل همت بحر را از خار و خس پل بسته اند

گوشه دامان به دامان توکل بسته اند

در گلستانی که غیرت باغبانی می کند

روی گل وا کرده اند و چشم بلبل بسته اند

از غبار لشکر خط خال رو گردان شود

خوش دلی این غافلان بر زلف و کاکل بسته اند

فیض یکرنگی تماشاکن که گلچینان باغ

بارها از بال بلبل دسته گل بسته اند

بر سفر کردن درین زودی دلیل روشن است

این که از شبنم جرس بر محمل گل بسته اند

بر نیامد شور صائب از شکرزار سخن

تا زبان طوطی خوش حرف آمل بسته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۷۲از سر زانوی خود آیینه دارت داده اند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۷۳بهر قطع گفتگو تیغ زبانت داده اند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۷۴ناله ای گیراتر از چنگ عقابم داده اند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۷۵عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۷۶منت ایزد را که طبع بی نیازم داده اند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۷۷ساده لوحانی که درد خود به درمان داده اند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷۸از سپهر نیلگون خاکستر ما کرده اند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۷۹حُسن را پوشیده در خط چون عنبر کرده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.