پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۶۶

از هجوم اشک دل در چشم خونپالا نماند

در قفس از جوش گل از بهر بلبل جا نماند

شوق دل را از حریم چشم تر بیرون کشید

کشتی ما از سبکباری درین دریا نماند

تا خط بغداد جامم را ز می لبریز کرد

خونبهای توبه ام در گردن مینا نماند

از قماش پیرهن بی جلوه یوسف چه ذوق؟

شیشه خالی بزن بر سنگ چون صهبا نماند

چند ریزد صائب از کلک تو ابیات بلند؟

در بیاض سینه احباب دیگر جا نماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۶۸حیف کز آیینه رویان پاکدامانی نماند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۶۹آبها آیینه سرو خرامان تواند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۷۰اهل همت بحر را از خار و خس پل بسته اند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۷۱خاکسارانی که همت بر تحمل بسته اند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۷۲از سر زانوی خود آیینه دارت داده اند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۷۳بهر قطع گفتگو تیغ زبانت داده اند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷۴ناله ای گیراتر از چنگ عقابم داده اند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۷۵عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.