پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۵۴

حسرت از منقار خون‌آلود بلبل می‌چکد

پاکدامانی چون شبنم از رخ گل می‌چکد

آب و رنگ گلستان حسن افزون می‌شود

هر قدر خون بیش از تیغ تغافل می‌چکد

گر نصیب خار می‌گردد گناه قسمت است

اشک شبنم در هوای دامن گل می‌چکد

نسبت آن طره شاداب با سنبل خطاست

آب کی در پیچ و تاب از زلف سنبل می‌چکد؟

حیرت سرشار، ثابت می‌کند سیاره را

چون عرق از روی ساقی بی‌تأمل می‌چکد

آنچه از گیرایی آن زلف و کاکل دیده‌ام

خون دل کی بر زمین زآن زلف و کاکل می‌چکد؟

زیر طاق آسمان‌ها جای خواب امن نیست

بیم سیل نوبهار از سایه پل می‌چکد

وسمه بر ابروی تلخ آن نگار تندخو

زهر خونخواری است کز تیغ تغافل می‌چکد

زود خواهد دست گلچین را گرفتن در نگار

لاله‌های خون که از منقار بلبل می‌چکد

از عرق هر دم دهد شهری به طوفان چهره‌اش

شبنمی گر وقت صبح از چهرهٔ گل می‌چکد

با تو کلِ تشنگان را گر بود بیعت درست

آب خضر از پنجهٔ خشک توکل می‌چکد

صائب از کلک سخن‌پرداز ما در آتش است

خون گرمی کز سر منقار بلبل می‌چکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۵۶از سر خاک شهیدان سبزه گلگون می‌دمد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۵۷شمع روشن شد چو اشک از دیده بینا فشاند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۵۸دست چون عیسی زدنیا پاک می باید فشاند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۵۹عمر رفت و خار خارش در دل بیتاب ماند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۶۰هر که در زنجیر آن مشکین سلاسل ماند ماند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶۱از حجاب عشق دل از وصل او نومید ماند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۶۲عاقبت در سینه ام دل از تپیدن بازماند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۶۳مال رفت از دست و چشم خواجه در دنبال ماند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.