پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۴۸

کی سر از تیغ شهادت جان روشن می کشد؟

شمع در راه نسیم صبح گردن می کشد

نیست مانع حسن را مستوری از خون ریختن

گل به خون بلبلان در غنچه دامن می کشد

یار را از اوج استغنا فرود آورد عجز

از گریبان مسیح این خار سوزن می کشد

بیدلی ما را گریزان دارد از تیغ اجل

ورنه خار از انتظار برق گردن می کشد

از رفیقان گرانجان تا چها خواهد کشید

رهروی کز سایه خود کوه آهن می کشد

عشق اگر آشفته گردید از دل پرداغ ماست

نور خورشید این پریشانی زروزن می کشد

منعمان را حرص روزی گرچنین خواهد فزود

مور را گر دانه ای باشد به خرمن می کشد

نیست غیر از آه غمخواری دل تنگ مرا

رشته گاهی آستین بر چشم سوزن می کشد

حسن از آیینه های پاک نتواند گذشت

چشم حیران ماه را در دام روزن می کشد

نیست غافل آفتاب از حال دورافتادگان

شبنم افتاده را بیرون زگلشن می کشد

تا به فکر حسن عالمسوز گل افتاده است

صائب از هر خار ناز نخل ایمن می کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۵۰گرچه عمری شد صبا مشق ریاحین می کشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۵۱سر و بالای تو فریاد از لب جو می‌کشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۵۲از سر پر آرزو دل زردرویی می کشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۵۳آن رخ گلرنگ می باید زصهبا بشکفد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۵۴حسرت از منقار خون‌آلود بلبل می‌چکد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۵۵نه همین از حرف دردآلود من خون می چکد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۵۶از سر خاک شهیدان سبزه گلگون می‌دمد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۵۷شمع روشن شد چو اشک از دیده بینا فشاند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.