پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۴۰

زلف چون قلاب او آب از دل آهن کشد

ریشه جوهر برون زآیینه روشن کشد

می برد در روز روشن ره به آن تنگ دهن

در شب تاریک هر کس رشته در سوزن کشد

از نظربازان مشو غافل که هر روز آفتاب

با کمال سرفرازی سر به هر روزن کشد

خانه زنبور شد از گردن افرازی هدف

این سزای آن که در این خاکدان گردن کشد

خون من خواهد گرفتن در قیامت دامنش

گر در ایام حیات از دست من دامن کشد

نیست صائب گوشه ای از گوشه دل امن تر

وقت آن کس خوش که رخت خود به این مأمن کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۴۲منعم از دل‌بستگی آزار دنیا می‌کشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۴۳عشق یکسان ناز درویش و توانگر می‌کشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۴۴هرکه را از خانه بیرون جذبه دل می‌کشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۴۵زخم گل آب از نوای آبدارم می‌کشد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۴۶غافلی کز دل نفس بی‌یاد یزدان می‌کشد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۴۷بر زمین از ناز زلف او چو دامان می‌کشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۴۸کی سر از تیغ شهادت جان روشن می کشد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۴۹تیرگی از مد احسان جان روشن می کشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.