پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۱۲

بس که در زلف تو دلهای اسیران آب شد

حلقه های زلف یکسر حلقه گرداب شد

روی او در دور خط دلخوش کن احباب شد

راه خود را پاک سازد خون چو مشک ناب شد

من چه خاشاکم، که در بحر فلک ماه تمام

ز اشتیاق ماهی سیمین او قلاب شد

بر لطیفان صحبت گوهر گرانی می کند

گوش گل را شبنم روشن گهر سیماب شد

از بزرگان روی دل با خاکساران خوشنماست

بحر با آن منزلت روشنگر سیلاب شد

صبح پیری کرد خواب غفلت ما را گران

بادبان بر کشتی ما پرده های خواب شد

از توکل هر که پشت خویش بر دیوار داد

بی سخن خاک مراد خلق چون محراب شد

در همین جا سر برآورد از گریبان بهشت

هر که را زخمی از آن شمشیر فتح الباب شد

شانه از موج طراوت کشتی دریایی است

بس که در زلف تو دلهای اسیران آب شد

هیچ کس را دل به من از دوستان صائب نسوخت

گرچه عمرم صرف در دلسوزی احباب شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱۴دل ز پیکان در تن من بیضه فولاد شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۱۵تا تو رفتی عالم روشن به چشمم تار شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۱۶بر من از روشندلی وضع جهان هموار شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۱۷از ملامت عاقبت مجنون بیابان گیر شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۱۸جذبه شوق تو هر کس را گریبان گیر شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱۹حسن خط با حسن خلق و مردمی انباز شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۲۰یار ساقی گشت و مطرب هم نوا پرداز شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۲۱از خط شبرنگ حسن یار عالمسوز شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.