پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۱۱

از حریص افزون به قانع فیض احسان می‌رسد

روزی مور از شکرخند سلیمان می‌رسد

حاصل عالم بود از قانعان، کز کشتزار

هرچه از موران زیاد آید به دهقان می‌رسد

بید می‌گردد پس از خشکی برومند از نبات

از سر منصور دار آخر به سامان می‌رسد

حلقه درگاه امیدست چشم انتظار

بوی پیراهن به داد پیر کنعان می‌رسد

حسن را دارد سپند از چشم بدبینان نگاه

ناله بلبل به فریاد گلستان می‌رسد

وصل می‌خواهی، تلاش خاکساری کن که گرد

تا نفس را راست می‌سازد به دامان می‌رسد

تیره‌روزان خوب می‌دانند صائب قدر هم

شام زلف آخر به فریاد غریبان می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱۳از گرفتاری دلم فارغ زپیچ و تاب شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۱۴دل ز پیکان در تن من بیضه فولاد شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۱۵تا تو رفتی عالم روشن به چشمم تار شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۱۶بر من از روشندلی وضع جهان هموار شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۱۷از ملامت عاقبت مجنون بیابان گیر شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱۸جذبه شوق تو هر کس را گریبان گیر شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۱۹حسن خط با حسن خلق و مردمی انباز شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۲۰یار ساقی گشت و مطرب هم نوا پرداز شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.