پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰۵

هر که پشت پای چون شبنم به آب و رنگ زد

در حریم مهر تابان تکیه بر اورنگ زد

چون می انگور، صاف بیخودی غماز نیست

می توان میخانه ها زین باده بیرنگ زد

درد پنهان را زبان عرض مطلب کوته است

بوی می از شیشه نتواند برون چون رنگ زد

خال لیلی جامه در نیل مصیبت می زند

تا کدامین سنگدل یارب به مجنون سنگ زد

نیست امید برومندی ز خال نوخطان

حاصلش افسوس باشد دانه را چون زنگ زد

شیر در دست هجوم مور عاجز می شود

چون تواند پنجه مژگان با خط شبرنگ زد؟

نامه سربسته از تاراج مضمون ایمن است

در حریم بیضه می بایست بر آهنگ زد

از شبیخون حوادث لشکرش در هم شکست

هر که صائب در مقام صلح طبل جنگ زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۰۷خاطر آزرده را سیر گلستان می گزد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۰۸من کیم تا یار بی پروا به فریادم رسد؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۰۹بی‌علایق چون شود سالک به منزل می‌رسد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۱۰بیشتر دست سبکباران به منزل می‌رسد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۱۱از حریص افزون به قانع فیض احسان می‌رسد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱۲بس که در زلف تو دلهای اسیران آب شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۱۳از گرفتاری دلم فارغ زپیچ و تاب شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۱۴دل ز پیکان در تن من بیضه فولاد شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.