پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰۷

خاطر آزرده را سیر گلستان می گزد

شور بلبل، خنده گل، بوی ریحان می گزد

موسی از شرم صفای ساعد سیمین او

همچو طفلان آستین خود به دندان می گزد

هر که را افتاد بر لبهای میگون تو چشم

تا شکرخند قیامت لب به دندان می گزد

آسمان را دل نسوزد بر شکایت پیشگان

دایه بیزارست از طفلی که پستان می گزد

(برق می خواهد به من تعلیم بیتابی دهد

شعله شوق مرا تحریک دامان می گزد)

تا زکف داده است صائب دامن وصل ترا

گاه پشت دست و گاهی لب به دندان می گزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۰۹بی‌علایق چون شود سالک به منزل می‌رسد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۱۰بیشتر دست سبکباران به منزل می‌رسد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۱۱از حریص افزون به قانع فیض احسان می‌رسد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۱۲بس که در زلف تو دلهای اسیران آب شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۱۳از گرفتاری دلم فارغ زپیچ و تاب شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱۴دل ز پیکان در تن من بیضه فولاد شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۱۵تا تو رفتی عالم روشن به چشمم تار شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۱۶بر من از روشندلی وضع جهان هموار شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.