پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰۱

گر به ظاهر جسم را روشن گهر می پرورد

بر امید کاستن همچون قمر می پرورد

بیکسان را می کند گردآوری حفظ اله

زال را سیمرغ زیر بال و پر می پرورد

از نگاه گرم معشوق است دل را آب و تاب

لعل را خورشید تابان از نظر می پرورد

از حرام آن کس که آرد نعمت الوان به دست

خون فاسد را برای نیشتر می پرورد

از بزرگان روی دل با زیردستان عیب نیست

زیر دامن کبک را کوه و کمر می پرورد

گلشن آرایی که دارد از بصیرت بهره ای

سرو را بیش از درخت پرثمر می پرورد

می کند ایام کاهش را به خود چون مه دراز

هر تهی مغزی که تن را بیشتر می پرورد

اندکی دارد خبر از اشک دردآلود من

هر که طفلی را به صد خون جگر می پرورد

چرخ سنگین دل کند آهن دلان را تربیت

بیضه فولاد تیغ بدگهر می پرورد

پشت آیینه است صائب زنگیان را پرده پوش

چرخ از آن پیوسته صائب بی هنر می پرورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۰۳مست ما امروز نقش تازه‌ای بر آب زد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۰۴از عرق آتش به جانم آن گل سیراب زد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۰۵هر که پشت پای چون شبنم به آب و رنگ زد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۰۶هر که بر دار فنا مردانه پشت پا نزد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۰۷خاطر آزرده را سیر گلستان می گزد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۰۸من کیم تا یار بی پروا به فریادم رسد؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۰۹بی‌علایق چون شود سالک به منزل می‌رسد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۱۰بیشتر دست سبکباران به منزل می‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.