پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۹۲

هر که دل زان پنجه مژگان برون می آورد

جوهر از شمشیر هم آسان برون می آورد

در ریاض حسن او هر کس به گل چیدن رود

همچو نرگس دیده حیران برون می آورد

پسته را از پوست امید ملاقات شکر

گرچه دل خون می کند، خندان برون می آورد

خواب پوچ این عزیزان قابل تعبیر نیست

یوسف ما را که از زندان برون می آورد؟

در طلب هر کس که چون غواص پا از سر کند

از دل دریا گهر آسان برون می آورد

بر ضعیفان جور کمتر کن که جوش انتقام

از تنور پیرزن طوفان برون می آورد

شاخ و برگ آرزوها می شود موی سفید

حرص در صدسالگی دندان برون می آورد

می کند هر کس به ابنای زمان با زندگی

تخم سخت از پنجه طفلان برون می آورد

عاشقان را درد و داغ عشق باغ دلگشاست

عشق از آتش سنبل و ریحان برون می آورد

هر که صائب گوشه ای از مردم عالم گرفت

کشتی از دریای بی پایان برون می آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۹۴لعل می از جام زر در سنگ خارا می خورد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۹۵یار ما در پرده شب باده تنها می خورد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۹۶شمع ما را عاقبت اشک دمادم می خورد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۹۷چون ز باد آن زلف چون زنجیر بر هم می خورد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۹۸خون خود یوسف درون چاه کنعان می خورد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۹۹این جواب آن غزل صائب که راقم گفته است
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۰۰خون مردم را چون آب آن لعل میگون می خورد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۰۱گر به ظاهر جسم را روشن گهر می پرورد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.