پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۶۹

ساقی از یک جرعه می این بینوا را گرم کرد

سردی از دوران نبیند هر که ما را گرم کرد!

می توان افروخت شمع از سایه بال و پرش

استخوان گرم من ازبس همارا گرم کرد

سبحه را در دست زاهد چون سپند آرام نیست

تا دم گرم که محراب دعا را گرم کرد؟

از شفق زد غوطه در اشک ندامت آفتاب

این سزای آن که زیر چرخ جا را گرم کرد

زخم صبح از بخیه انجم اگر آید بهم

می تواند خواب هم مژگان ما را گرم کرد

باد رنگین از شراب لعل دایم ساغرش

هر که در قتل من آن گلگون قبا را گرم کرد

می روند از جا سبکروحان به اندک نسبتی

برگ کاهی می تواند گهربار گرم کرد

می کند برگ اقامت را خزان پا در رکاب

سردی ایام عمر بیوفا را گرم کرد

عشق برد افسردگی بیرون زطبع خاکیان

روی گرم آفتاب این ذره ها را گرم کرد

می کند روی زمین را از گرانجانان سبک

خون من زینسان که آن تیغ جفا را گرم کرد

می برد مرغ هوا غیرت به مرغان کباب

صائب از بس آه سوزانم هوا را گرم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۷۱عاقبت تسخیر آن سیمین بدن خواهیم کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۷۲گرچه انفاس گرامی سینه صرف آه کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۷۳شورش سودا مرا از قید تن آزاده کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۷۴هر که چون آب روان آیینه خود ساده کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۷۵تا عبیر افشانی زلف ترا نظاره کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۷۶آب حیوان دید لعلت را و ایمان تازه کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۷۷ناله نی بند بندم را زهم بیگانه کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۷۸یاد باد آن بی حقیقت را که یاد ما نکرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.