پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۶۶

ذوق رسوایی مرا بیزار نام و ننگ کرد

لذت آوارگی بر من زمین را تنگ کرد

نیست آسان سینه روشن کردن از گرد ملال

صبح دم را باخت تا آیینه را بی زنگ کرد

اشک تلخی در بساطش ماند از برگ حیات

هر که چون گل زندگانی صرف آب و رنگ کرد

کوه را برق تجلی در فلاخن می نهد

کوهکن چون صورت شیرین رقم بر سنگ کرد؟

بر جبین ما نخواهد ماند گرد معصیت

بحر خواهد سیل را با خویشتن یکرنگ کرد

می برم در بیضه فولاد بر جوهر حسد

بس که پیکان ستم بر دل نفس را تنگ کرد

عشق و شاهی شد یقین هم پله یکدیگرند

چرخ تا پرویز را با کوهکن همسنگ کرد

در جهان می خواست قحط شبنم جان افکند

آن که مژگان ترا چون مهر زرین چنگ کرد

این جواب آن غزل صائب که می گوید سعید

بر رم آهو بیابان را زشوخی تنگ کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۶۸سیل اشک من بساط سبزه را پامال کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۶۹ساقی از یک جرعه می این بینوا را گرم کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۷۰دین و دل در کار آن زلف دو تا خواهیم کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۷۱عاقبت تسخیر آن سیمین بدن خواهیم کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۷۲گرچه انفاس گرامی سینه صرف آه کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۷۳شورش سودا مرا از قید تن آزاده کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۷۴هر که چون آب روان آیینه خود ساده کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۷۵تا عبیر افشانی زلف ترا نظاره کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.