پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۵۷

کعبه را دریافت هر کس خاطری معمور کرد

شد سلیمان هر که دست خود حصار مور کرد

پرتو خورشید تابان پرده دار انجم است

خرده راز مرا روشندلی مستور کرد

جذبه دار فنا مشکل پسند افتاده است

ورنه چندین سر صدای کاسه منصور کرد

نفس دل را غوطه در زنگ قساوت می دهد

چون گدایی کز طمع فرزند خود را کور کرد

هر که رخت اینجا به وحدتخانه عزلت کشید

می تواند خواب راحت در کنار گور کرد

بانگ زنجیر عدالت در جهان پیچیده است

گرچه عمری شد که کسری طی این منشور کرد

راهرو چون سیل می باید که بر دریا زند

پیش پای خویش دیدن راه ما را دور کرد

خضر در تعمیر ما چندین چه می ریزد عرق؟

سیل نتوانست این ویرانه را معمور کرد

نام شاهان را نسازد محو دور روزگار

خاصه آن شاهی که ملک عدل را معمور کرد

جلوه معشوق در خارا سرایت می کند

رقص موسی را درین هنگامه کوه طور کرد

نیست صائب چشم در پی لقمه درویش را

لقمه بخت مرا چشم که یارب شور کرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۵۹هر که در گلشن چو شبنم چشم عبرت باز کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۶۰روزه نزدیک است می باید کلوخ انداز کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۶۱هر که در دنیای فانی زاد عقبی جمع کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۶۲دل در آن زلف کمندانداز خود را جمع کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶۳گرچه ماه مصر را دامن زلیخا چاک کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۶۴صبح از رشک بنا گوشت گریبان چاک کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶۵سبزه خط دود از آن رخسار آتشناک کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶۶ذوق رسوایی مرا بیزار نام و ننگ کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.