پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۵۳

کاوش مژگان او دل را قیامت زار کرد

خون گرم این مست خواب آلود را بیدار کرد

صفحه آیینه از زنگ کدورت ساده بود

عکس طوطی این افق را مشرق زنگار کرد

چون زنم مژگان به یکدیگر، که مژگان مرا

حیرت گلزار او خار سر دیوار کرد

می شود پیراهن تن یوسف گم کرده را

هر که چشم خویش را از گریه چون دستار کرد

در زبان هیچ کس زخم زبان نگذاشتم

جلوه مجنون من این دشت را بی خار کرد

چند باشی در شکست کارم ای گردون، بس است

استخوانم را هجوم زخم جوهردار کرد

سخت طفلانه است جوی شیر آوردن زسنگ

کوهکن بیهوده جان را در سر این کار کرد

(من که باشم تا نمایم صورت احوال خود؟

حیرت رخسار او آیینه را ستار کرد)

من که صائب در وطن حال غریبان داشتم

چون تواند درد غربت در دل من کار کرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۵۵هر که رو زین خلق ناهموار در دیوار کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۵۶هر که رو زین خلق ناهموار در دیوار کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۵۷کعبه را دریافت هر کس خاطری معمور کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۵۸خانه بر دوشی که سیر کوچه زنجیر کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۵۹هر که در گلشن چو شبنم چشم عبرت باز کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۶۰روزه نزدیک است می باید کلوخ انداز کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶۱هر که در دنیای فانی زاد عقبی جمع کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶۲دل در آن زلف کمندانداز خود را جمع کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.