پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۴۸

چاره غفلت دل آگاه نتوانست کرد

این کتان را پاره از هم ماه نتوانست کرد

کی شود کوته به شبگیر بلند این راه دور؟

پیچ و تاب این رشته را کوتاه نتوانست کرد

بعد عمری کز درش ناکام گشتم رفتنی

بی مروت همتی همراه نتوانست کرد؟

شد زخط سبز راز آن دهن پوشیده تر

خضر ارشاد من گمراه نتوانست کرد

کرد ما را عاقبت همواری دشمن خراب

سیل کار آب زیر کاه نتوانست کرد

از تزلزل بیش محکم شد بنای غفلتم

رعشه پیری مرا آگاه نتوانست کرد

اختیاری هست اگر انسان عاجز را، چرا

نقش خود را هیچ کس دلخواه نتوانست کرد؟

از کسادی نیست، کز بیم هجوم مشتری

یوسف ما سر برون از چاه نتوانست کرد

نور حسن او حصاری از خط مشکین نشد

هاله تسخیر فروغ ماه نتوانست کرد

تنگ کرد ازبس که میدان را سپهر سنگدل

از ته دل هیچ کس یک آه نتوانست کرد

وای بر آن کس که با عمر سبکرو همچو باد

دانه خود را جدا از کاه نتوانست کرد

هاله تا قالب تهی از خویشتن صائب نکرد

دست در آغوش وصل ماه نتوانست کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۵۰تا گلستان را نهال قامتش آباد کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۵۱آنچه روی سخت من با سیلی استاد کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۵۲مرگ نتواند به ارباب سخن بیداد کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۵۳کاوش مژگان او دل را قیامت زار کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۵۴مهر خاموشی مرا گنجینه اسرار کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۵۵هر که رو زین خلق ناهموار در دیوار کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۵۶هر که رو زین خلق ناهموار در دیوار کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۵۷کعبه را دریافت هر کس خاطری معمور کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.