پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۴۶

چرخ زنگاری مرا غمناک نتوانست کرد

این دخان چشم مرا نمناک نتوانست کرد

از گهر گرد یتیمی شست آب چشم من

گرد کلفت از دل من پاک نتوانست کرد

خاک پیش تشنگان هرگز نگیرد جای آب

چاره مخمور می، تریاک نتوانست کرد

بر لب گفتار هر کس مهر خاموشی نزد

جنت دربسته را ادراک نتوانست کرد

گرچه چندین دست بیرون کرد از یک آستین

عقده ای باز از دل خود تاک نتوانست کرد

غنچه دلگیر ما از تنگی این گلستان

بر مراد دل گریبان چاک نتوانست کرد

وای بر آن کس که در شبها پی تسخیر فیض

دیده بیدار خود، فتراک نتوانست کرد

می تراود بوی درد از خرقه خونین دلان

نافه بوی خویش را امساک نتوانست کرد

از زمین خاکساری پوچ بیرون آمدیم

تخم ما نشو و نما در خاک نتوانست کرد

ماه عید از سینه ام گرد کدورت را نبرد

زنگ ازین آیینه صیقل پاک نتوانست کرد

با تهی چشمی چه سازد نعمت روی زمین؟

سیر چشم دام صائب خاک نتوانست کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۴۸چاره غفلت دل آگاه نتوانست کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۴۹عشق را پنهان دل دیوانه نتوانست کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۵۰تا گلستان را نهال قامتش آباد کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۵۱آنچه روی سخت من با سیلی استاد کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۵۲مرگ نتواند به ارباب سخن بیداد کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۵۳کاوش مژگان او دل را قیامت زار کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۵۴مهر خاموشی مرا گنجینه اسرار کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۵۵هر که رو زین خلق ناهموار در دیوار کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.