پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۴۳

لاله شبنم فریبت برگ گل را آب کرد

در مذاق لعل، آب و رنگ را خوناب کرد

از نگاه گرم من حسن تو عالمسوز شد

طاعت من طاق ابروی ترا محراب کرد

در زمین پاک من ریگ روان حرص نیست

می تواند شبنمی کشت مرا سیراب کرد

هر که چون شبنم به خون دل شبی را روز کرد

دست در آغوش با خورشید عالمتاب کرد

می تواند کرد با دل تیغ او را سینه صاف

آن که موج بحر را روشنگر سیلاب کرد

خون زغیرت در وجودم پوست بر تن می درد

تا لب زخم که را تیغش دگر سیراب کرد؟

نعل وارون در طریق بندگی خضر ره است

کعبه را دید آن که اینجا پشت بر محراب کرد

کعبه مقصود از ما اینقدر دوری نداشت

راه ما را اینچنین خوابیده شکر خواب کرد

این جواب مصرع نوعی که خاکش سبز باد!

سایه ابر بهاری کشت را سیراب کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۴۵چاره دل عقل پر تدبیر نتوانست کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۴۶چرخ زنگاری مرا غمناک نتوانست کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۴۷در غبار خط همان زلفش بود جویای دل
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۴۸چاره غفلت دل آگاه نتوانست کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۴۹عشق را پنهان دل دیوانه نتوانست کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۵۰تا گلستان را نهال قامتش آباد کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۵۱آنچه روی سخت من با سیلی استاد کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۵۲مرگ نتواند به ارباب سخن بیداد کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.