پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۲۵

موج سراب دنیا، شمشیر آبدارست

آبش لعاب افعی، خارش زبان مارست

خمیازه نشاط است گلهای خنده رویش

سر جوش باده او ته جرعه خمارست

تاجش به دیده عقل کیلی است عمرپیما

تختش به چشم عبرت کرسی زیر دارست

چون کوه پایدارست درد گران رکابش

عمر سبک عنانش چون برق در گذارست

پیداست تا چه باشد الوان نعمت او

جایی که شیر مادر خون نقابدارست

چون سگ گزیده از آب وحشت کند ز دنیا

آیینه بصیرت آن را کی بی غبارست

گرد کدورت از دل بی اشک برنخیزد

روشنگر وجودست چشمی که اشکبارست

از خلق خوش توان شد در چشم خلق شیرین

صبح گشاده رو را انجم زر نثارست

در گوهر آب گوهر در بحر می کند سیر

واصل بود به جانان جانی که بیقرارست

از خود کناره گیران صائب مدام شادند

پیوسته صاف باشد بحری که بیکنارست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۲۷از غیرت رکابت از دیده خون روان است
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۲۸بود و نمود عاشق، از آب و تاب حسن است
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۲۹هم بلبل است خندان، هم باغبان شکفته است
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۳۰در جوش لاله و گل، دیوانه را عروسی است
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳۱هر خار این گلستان مفتاح دلگشایی است
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۳۲تن پرور از شهادت گر سر کشد عجب نیست
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۳۳مرا از تیره بختی شکوه بیجاست
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۳۴کجا میل کبابم در شراب است؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.