پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۲۴

از خود گذشتگان را آیینه بی غبارست

پیوسته صاف باشد بحری که بیکنارست

آن را که خلق خوش هست تنها نمی گذارند

کی بی حریف ماند رندی که خوش قمارست؟

با ناز برنیایند اهل نیاز هرگز

گل گر پیاده باشد در بلبلان سوارست

دیوانه را ملامت اسباب خنده گردد

بر کبک مست سختی دامان کوهسارست

عاشق ز خاکساری بی بهره است از وصل

دیوار بوستان را از گل نصیب، خارست

تا دل برید ازان زلف از سر نهاد شوخی

چشم به خواب رفته است دامی که بی شکارست

از خون مرده صائب سنگین ترست خوابت

جایی که هر رگ سنگ چون نبض بیقرارست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۲۶از غیرت رکابت از دیده خون روان است
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۲۷از غیرت رکابت از دیده خون روان است
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۲۸بود و نمود عاشق، از آب و تاب حسن است
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۲۹هم بلبل است خندان، هم باغبان شکفته است
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳۰در جوش لاله و گل، دیوانه را عروسی است
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۳۱هر خار این گلستان مفتاح دلگشایی است
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۳۲تن پرور از شهادت گر سر کشد عجب نیست
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۳۳مرا از تیره بختی شکوه بیجاست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.