پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۲۳

از خودگذشتگان را آیینه بی غبارست

پیوسته صاف باشد بحری که بی کنارست

دنیا طلب محال است در خاک و خون نغلطد

موج سراب این دشت شمشیر آبدارست

ته جرعه خزان است رنگ شکسته من

رنگ شکفته تو سرجوش نوبهارست

دلجویی حریفان بالاترست از برد

از باختن شود شاد رندی که خوش قمارست

از درد و داغ عاشق بر خویشتن نلرزد

آتش بود گلستان بر زر چو خوش عیارست

چون شعله سرکش افتاد محتاج خار و خس نیست

سودا چو گشت کامل مستغنی از بهارست

گر اعتبار ناقص باشد کمال مردم

بی اعتباری ما موقوف اعتبارست

مجبور حق نگردد آلوده معاصی

بد کردن خلایق برهان اختیارست

از آفتاب پرتو صائب جدا نباشد

واصل بود به جانان جانی که بیقرارست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۲۵موج سراب دنیا، شمشیر آبدارست
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۲۶از غیرت رکابت از دیده خون روان است
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۲۷از غیرت رکابت از دیده خون روان است
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۲۸بود و نمود عاشق، از آب و تاب حسن است
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۲۹هم بلبل است خندان، هم باغبان شکفته است
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۳۰در جوش لاله و گل، دیوانه را عروسی است
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۳۱هر خار این گلستان مفتاح دلگشایی است
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۳۲تن پرور از شهادت گر سر کشد عجب نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.