پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۶۳

زان خرمن گل حاصل ما دامن چیده است

زان سیب ذقن قسمت ما دست گزیده است

ما را ز شب وصل چه حاصل، که تو از ناز

تا باز کنی بند قبا، صبح دمیده است

چون خضر شود سبز به هر جا که نهد پای

هر سوخته جانی که عقیق تو مکیده است

شد عمر و نشد سیر دل ما ز تپیدن

این قطره خون از سر تیغ که چکیده است؟

ما در چه شماریم، که خورشید جهانتاب

گردن به تماشای تو از صبح کشیده است

در عهد سبکدستی آن غمزه خونریز

شمشیر تو آسوده تر از راه بریده است

تیغ تو چو خون در رگ و در ریشه جان رفت

فولاد سبکسیرتر از آب که دیده است؟

عمری است خبر از دل و دلدار ندارم

با شیشه پریزاد من از دست پریده است!

صائب چه کنی پای طلب آبله فرسود؟

هر کس به مقامی که رسیده است، رسیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۶۵از عشق دلی نیست که زخمی نچشیده است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۶۶با طره او مشک ختا دود کبابی است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۶۷هر شام ز ماه رمضان صبح امیدی است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۶۸تن بر دل خوش مشرب ما خانه تنگی است
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۶۹صبح از لب لعل تو پیام نمکینی است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۷۰آن نرگس بیمار، عجب هوش ربایی است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۷۱هر نخل مصیبت علم راهنمایی است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۷۲بی روی تو چشم از همه خوبان نتوان بست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.