پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۶۲

از مرگ به ما نیم نفس بیش نمانده است

یک گام ز سیلاب به خس بیش نمانده است

نازک شده سر رشته پیوند تن و جان

مرغی به لب بام قفس بیش نمانده است

چون برگ خزان دیده و چون شمع سحرگاه

از عمر مرا نیم نفس بیش نمانده است

در ناله دلها ز اجابت اثری نیست

نالیدن پوچی ز جرس بیش نمانده است

نه کوهکنی هست درین عرصه نه پرویز

آوازه ای از عشق و هوس بیش نمانده است

زان حسن گلوسوز که صد تنگ شکر بود

از غارت خط، بال مگس بیش نمانده است

وقت است چو خورشید درآیی به کنارم

کز عمر مرا یک دو نفس بیش نمانده است

بر روی زمین صائب و بر چرخ مسیحا

در انفس و آفاق دو کس بیش نمانده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۶۴رخسار تو روز سیه ریش ندیده است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۶۵از عشق دلی نیست که زخمی نچشیده است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۶۶با طره او مشک ختا دود کبابی است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۶۷هر شام ز ماه رمضان صبح امیدی است
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۶۸تن بر دل خوش مشرب ما خانه تنگی است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۶۹صبح از لب لعل تو پیام نمکینی است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۷۰آن نرگس بیمار، عجب هوش ربایی است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۷۱هر نخل مصیبت علم راهنمایی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.