پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۶۱

در روی زمین یک سر پر شور نمانده است

ته جرعه ای از کاسه منصور نمانده است

زنگار گرفته است دل اهل جهان را

در آینه هیچ نظر نور نمانده است

زان مصر حلاوت که شکر بود غبارش

امروز به جز نقش پی مور نمانده است

پیمانه ارباب تنعم شده لبریز

آوازه ای از کاسه فغفور نمانده است

از تلخی دشنام برون رفته حلاوت

نزدیکی دل با نگه دور نمانده است

زان شهد که سرمایه شیرینی جان بود

صائب به جز از نشتر زنبور نمانده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۶۳زان خرمن گل حاصل ما دامن چیده است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۶۴رخسار تو روز سیه ریش ندیده است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۶۵از عشق دلی نیست که زخمی نچشیده است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۶۶با طره او مشک ختا دود کبابی است
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۶۷هر شام ز ماه رمضان صبح امیدی است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۶۸تن بر دل خوش مشرب ما خانه تنگی است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۶۹صبح از لب لعل تو پیام نمکینی است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۷۰آن نرگس بیمار، عجب هوش ربایی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.