پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۶۰

یک دلشده در دام نگاهت نگرفته است

در هاله آغوش، چو ماهت نگرفته است

مغرور از آنی که چو خود عربده‌جویی

تیغ ستم از دست نگاهت نگرفته است

زان خنده زنی بر من بی‌ برگ که هرگز

آتش نفسی نبض گیاهت نگرفته است

در باغ جهان شاخ گلی نیست که صد دست

سرمشق شکستن ز کلاهت نگرفته است

چشم سیهی نیست که خواباندن شمشیر

تعلیم ز مژگان سیاهت نگرفته است

سیب ذقنی نیست درین باغ که صد بار

گلگونه رنگ از رخ ماهت نگرفته است

آخر که رسد در تو، که دل‌های سبکسیر

دامن به سبکدستی آهت نگرفته است

رحمی به سیه روزی ما سوختگان کن

تا زنگ خط آیینه ماهت نگرفته است

برگرد به میخانه ازین توبه ناقص

تا پیر خرابات به راهت نگرفته است!

آن کس که زند خنده به بیهوشی صائب

پیمانه‌ای از دست نگاهت نگرفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۶۲از مرگ به ما نیم نفس بیش نمانده است
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۶۳زان خرمن گل حاصل ما دامن چیده است
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۶۴رخسار تو روز سیه ریش ندیده است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۶۵از عشق دلی نیست که زخمی نچشیده است
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۶۶با طره او مشک ختا دود کبابی است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۶۷هر شام ز ماه رمضان صبح امیدی است
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۶۸تن بر دل خوش مشرب ما خانه تنگی است
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۶۹صبح از لب لعل تو پیام نمکینی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.