فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۹۶۱ جهان را بدیدم وفایی ندارد
- غزل شمارهٔ ۹۶۲ سحر این دل من ز سودا چه میشد
- غزل شمارهٔ ۹۶۳ دل من که باشد که تو را نباشد
- غزل شمارهٔ ۹۶۴ گفتم که ای جان خود جان چه باشد
- غزل شمارهٔ ۹۶۵ دل گردون خلل کند چو مه تو نهان شود
- غزل شمارهٔ ۹۶۶ دیده خون گشت و خون نمیخسبد
- غزل شمارهٔ ۹۶۷ رسم نو بین که شهریار نهاد
- غزل شمارهٔ ۹۶۸ سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
- غزل شمارهٔ ۹۶۹ سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
- غزل شمارهٔ ۹۷۰ دیدهها شب فراز باید کرد
- غزل شمارهٔ ۹۷۱ عشق تو مست و کف زنانم کرد
- غزل شمارهٔ ۹۷۲ عاشقانی که باخبر میرند
- غزل شمارهٔ ۹۷۳ صوفیان در دمی دو عید کنند
- غزل شمارهٔ ۹۷۴ گر تو را بخت یار خواهد بود
- غزل شمارهٔ ۹۷۵ آتش افکند در جهان جمشید
- غزل شمارهٔ ۹۷۶ خسروانی که فتنهای چینید
- غزل شمارهٔ ۹۷۷ عید بر عاشقان مبارک باد
- غزل شمارهٔ ۹۷۸ زندگانی صدر عالی باد
- غزل شمارهٔ ۹۷۹ شاهدی بین که در زمانه بزاد
- غزل شمارهٔ ۹۸۰ مادر عشق طفل عاشق را
- غزل شمارهٔ ۹۸۱ شعر من نان مصر را ماند
- غزل شمارهٔ ۹۸۲ یوسف آخرزمان خرامان شد
- غزل شمارهٔ ۹۸۳ هر کی در ذوقِ عشق دنگ آمد
- غزل شمارهٔ ۹۸۴ هین که هنگام صابران آمد
- غزل شمارهٔ ۹۸۵ هر که بهر تو انتظار کند
- غزل شمارهٔ ۹۸۶ عشق را جان بیقرار بود
- غزل شمارهٔ ۹۸۷ هر که را ذوق دین پدید آید
- غزل شمارهٔ ۹۸۸ بوی دلدار ما نمیآید
- غزل شمارهٔ ۹۸۹ صبر با عشق بس نمیآید
- غزل شمارهٔ ۹۹۰ من بسازم ولیک کی شاید
- غزل شمارهٔ ۹۹۱ عشق جانان مرا ز جان ببرید
- غزل شمارهٔ ۹۹۲ خسروانی که فتنهای چینید
- غزل شمارهٔ ۹۹۳ زان ازلی نور که پروردهاند
- غزل شمارهٔ ۹۹۴ دوست همان به که بلاکش بود
- غزل شمارهٔ ۹۹۵ دیدن روی تو هم از بامداد
- غزل شمارهٔ ۹۹۶ گفت کسی خواجه سنایی بمرد
- غزل شمارهٔ ۹۹۷ پیرهن یوسف و بو میرسد
- غزل شمارهٔ ۹۹۸ آتش عشق تو قلاووز شد
- غزل شمارهٔ ۹۹۹ از سوی دل لشکر جان آمدند
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۰ آنچ گل سرخ قبا میکند
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۱ آه در آن شمع منور چه بود
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۲ چونک کمند تو دلم را کشید
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۳ شاخ گلی باغ ز تو سبز و شاد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۴ دوش دل عربده گر با کی بود
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۵ هر که ز عشاق گریزان شود
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۶ عشق مرا بر همگان برگزید
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۷ گفت کسی خواجه سنایی بمرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۸ یا من نعماه غیر معدود
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۹ طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۰ من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۱ میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۲ یا شبه الطیف لی انت قریب بعید
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۳ اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۴ حکم البین بموتی و عمد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۵ ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۶ انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۷ آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۸ رو چشم جان را برگشا در بیدلان اندرنگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۹ ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۰ ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر
متن اشعار به نقل از گنجور.